آسمان آبی دنیای من...

خدا جون! من گاهی یادم می ره به خاطر همه ی چیز هایی که به من دادی از تو تشکر کنم. امروز بیست دفعه می گم :متشکرم. قبول داری؟؟
 
قوی تر از تو خودتی!!
ساعت ٩:۱٠ ‎ق.ظ روز ٢٢ تیر ۱۳٩٠ : توسط : همایون سلیمی

 

 

یک روز که داشتیم توی مدرسه با بچه ها بازی می کردیم , یکی از اونا با ضربه ی

 

محکمی ,توپ روبالای نردها انداخت.تا خواستیم راهی برای آوردن توپ پیداکنیم ,

 

عباسی  مثل یک گربه از نرده ها بالا رفت و توپ رو پایین آورد.

 

با خودم فکرکردم :((کاش من به جای عباسی بودم. خوش به حالش! چه قدر زرنگه !

 

چه قدبلندی  داره ! ولی من چی به چه دردی می خورم؟))

 

اتفاق دیگه ای هم افتاد. بچه ها به طرف دروازه هجوم بردند و با ضربه ی اون ها 

 

دروازه ,از جا کنده شد و تو باغچه افتاد. هیپنوتیزمهیپنوتیزم

 

این بار که شروین هیکل درشتی داشت و بازو

 

هایی قوی ,یک نفره دروازه رو بلند کرد و سر جای خودش گذاشت .

 

بازم با خودم فکرکردم ;((چی می شد اگه من به جای شروین می تونستم این کارو

 

 

بکنم ؟  افسوسای کاش منم قدرت او نو داشتم. گریه چه زوری داره این شروین ! ولی من حتی

 

نمی تونم یه میزو به تنهایی بلند کنم.))  ناراحت

 

وقتی هم که توپ ,زیر پل باریک جوی کنار حیاط گیر کرد, همه ی  چشم ها به

 

طرف مهران برگشت.

 

چون فقط یه آدم کوچولو می تونست توپ رو بیرون بیاره.

 

اونم بدون هیچ حرفی توی جوی رفت و از زیر پل .توپ رو بیرون کشید.

 

اون با بدن لاغر واستخونی خودش تونست کاری کنه که بقیه نمی تونستند.

 

با خودم فکر کردم:((چه قدر مهران به خودش افتخار می کنه! اما من چی؟کاش

 

من مهران بودم.))

 

آخر سر هم عباسی یه پاس خوبو به گل تبدیل کرد و همه گفتند:((گل....گل!!))

    

و عباسی با مشت های گره گرده روی دست های بچه ها بلند شد.

 

بغض کرده بودم و از  ضعیف بودن خودم گریه ام گرفته بود.چرا مامان و بابا منو پسر خوب

 

صدا می زدند؟؟من که هیچ کدوم از این کارا رو نمی تونم بکنم.

 

یه روز خانم معلم از ما پرسید:((کی میتونه یه مطلب زیبا  برای مسابقه ی مدرسه

 

بنویسه؟)) 

 

فقط یه دست بالا رفت.....حدس بزنید دست کی بود؟؟

 

من فهمیدم که بعضی کارها رو همه می تونن انجام بدن و بعضی کارها رو هیچ کسی نمی تونه انجام بده.

 

کار هایی هم هستند که فقط بچه ها می تونن انجام بدن.

 

فهمیدم که اگه نتونم کاری رو  به همون دقت و آسونی که بقیه انجامش میدن ,انجام

 

بدم ,به این معنی نیست که بی عرضه و نالایقم.

 

پس هر کسی توانای خودشو داره...,و نباید غصه بخوره..باید به خودش و کارایی که

 

بلده افتخار کنه.