در سوگ رقیه!

 

این متن زیبا هدیه به عزاداران امام حسین! 



 * این بار، پدر در سوگ رقیه نشست ...



 چقدر بی‌تابی دخترم! این همه دلشکستگی چرا؟

 مگر دست‌های کوچکت در امتداد نیایش عمه، تنها از خدا آمدن بابا را طلب نکرد؟

اینک آمده‌ام در ضیافت شبانه‌ات و در آرامش خرابه‌ات.

کوچک دلشکسته‌ام! پیش‌تر نیز با تو بودم و می‌دیدمت.

شعله بر دامان و سوخته‌تر از خیمه آه می‌کشیدی و در آمیزه خار و تاول،

آبله و اشک، صحرای گردان را به امید سر پناهی می‌سپردی.

مهربان دلشکسته‌ام! صبور صمیمی! مسافر غریب و کوچک من!

مگر نگفتی که بابا که آمد، آرام می‌گیرم.

این همه ناآرامی چرا؟

مگر نگفتی بابا که آمد سر بر دامانش می‌گذارم و می‌خوابم؟

 نه ...، نه دخترکم نخواب!

می‌دانم اگر بخوابی، دیگر عمه نمی‌خوابد.


می‌دانم خواب تو، خواب همه را آشفته می‌کند.

نه ... نخواب دخترم!

دخترم! بگذار لب‌های چوب خورده‌ام

امشب میهمان بوسه‌ای باشد از پیشانی سنگ خورده‌ات؛

 از گیسوی پریشان چنگ خورده‌ات؛

از شانه‌های معصوم تازیانه دیده‌ات؛

 از صورت رنگ پریده سیلی خورده‌ات.

بگذار امشب، بر زانوان زهرا آسوده بخوابم.

نه دخترم! نخواب! بگذار بابا بخوابد.

و چنین شد که رقیه (س)، هنگامی که سر پدر در آغوشش بود، جان سپرد.....

 

/ 3 نظر / 35 بازدید
هيئت جوانان سيدالشهدا(ع)

با سلام خدمت شمادوست عزیز با عرض تسلیت به مناسبت ایام محرم حسینی وبسایت هیئت جوانان از شما دعوت به بازدید میکند لطفا از وب سایت ما دیدار فرمائید موضوعات جدید بر كرانه علقمه متن خطبه حضرت ابوالفضل(علیه السلام) بر بام كعبه گزيده اى از زندگانى امام حسين عليه السلام فضايل امام حسين (ع ) از مكه تا كربلا: سخنرانى امام حسین(ع ) بعد از نماز ظهر در شراف معرفى حسين بن على (ع ) هیئت جوانان سیدالشهدا برای شما ارزوی موفقیت مینماید پیشاپیش از حضور شما متشکریم

سجاد رمضانيان

سلام اقا همايون دوست دارم [ماچ] خيلي ممنون كه به حرفم گوش كردي[شوخی]

مریم رضایی

سلام عزیز از وبلاگت خیلی خوشم آمد موضوعات خوبی انتخاب کرده بودید وخوب پرداخته بودی موفق وپایدار باشی